

خاطره ات را از اولین بوسه بگو(قسمت هفتم )
هاله
قراربود که اوباقطار ساعت یازده ونیم بیاید .اما نمی دانم چه شده بود که قطارها تاخیرداشت .من ساعت ها درایستگاه قطار به انتظار او ایستاده بودم ،اما وقتی قطار آمد اوراندیدم .فکر کردم او هرگز به تبریز نخواهد آمد .بانگرانی وناراحتی به خانه رفتم .وقتی وارد شدم خواهرم بمن گفت که او امده ودراتاق بالاست .وارداتاق میهمانخانه که شدم ،دیدم او کناربخاری ایستاده خودش را گرم می کند ومادرم نیز با او حرف می زد .بی انکه بفهمم باعجله جلورفته و بدون شرم از مادرم اورابغل کردم وبوسیدم .درآن لحظات قلبم می لرزید وتمام تنم داغ بود وبعد فهمیدم که من جلوی مادرم یک پسر را که نامزدم بود وحالا شوهرم است ،بوسیده ام واین لحظه را هرگز فراموش نمی کنم
اطلاعات هفتگی /بهمن ماه 1351 /شماره 1622
پاسخ به دوستان :درپاسخ دوستانی که از من پرسیده اند چرا دیرآپ می کنم بایدبگویم به این دلیل که تعداد بیشتری درنظرخواهی ها شرکت کنند ولی اگر شما بخواهید از این به بعد بافاصله کمتری اپدیت می کنم .
درپاسخ به مملی بگویم ازمیان فیلمهای شهنازتهرانی فیلم علی کنکوری وازمیان فیلمهای نوری کسرایی فیلم آب نبات چوبی را دوست دارم .
ضمنا شایداین اخرین قسمت این سلسله نوشته ها باشدچون بقیه افرادی که از انها نظرخواهی شده هنرمندان چنان اشنایی برای نسل امروزنیستند .
درپاسخ بی تا هم بایدبگویم این نظرخواهی تنها ازخانمها صورت گرفته شده است .