


زنده یادان سوسن و فرخ زاد
ازاینکه سال نو را باتاخیر خدمت شما تبریک وتهنیت عرض می کنم پوزش می طلبم .حجم کار در روزهای آخرسال مانع از آن گردید تابتوانم درموعد مقرر وبلاگم را آپدیت کنم
پس سال نو برشما مبارک وایام به کامتان باد .
توضیح :چون این وبلاگ توسط برخی شرکت ها فیلترشده است این آخرین مطلبی است که دراین وبلاگ منتشر می شود و مطالب بعدی در وبلاگ جدید که آدرس آن بشرح زیراست درج می گردد .
لطفا این تغییر آدرس را به اطلاع دوستان وآشنایان برسانید .

شورانگیز طباطبایی
شورانگیز طباطبائی بافیلم اکبر دیلماج به سینما آمد که بابت بازی دراین فیلم فقط ده هزارتومان دریافت کرده است .ولی درحال حاضرشورانگیز پس از گوگوش پرکارترین هنرپیشه زن است .یعنی بابت بازی درهرفیلم 80 هزارتومان دریافت می کند که پرداخت این رقم از طرف تهیه کننده گان فیلم فارسی باید با اهمیت تلقی شود ودرعین حال ثابت کننده این نکته است که تماشاگران ما شورانگیز را قبول کرده اند .اماخود شورانگیز می گوید :دستمزد من تقریبا متعارف است .گاه از یک سناریو خوشم می آید وپولی که میگیرم برایم مطرح نیست وچانه نمیزنم .اما زمانیکه سناریو به اصطلاح زیاد به دل نچسبد سخت گیر می شوم وتوقع دارم پول بیشتری بابت بازی درآن فیلم بگیرم .شورانگیز باتوجه به اینکه هنوز سال به پایان نرسیده در7 فیلم بازی کرده است .خودش این رقم را کم می داند ومی گوید امسال کم کاربوده ام وتصمیم دارم سال آینده بازکم کارتر باشم .درعوض درفیلمهای بهتری ظاهر شوم و سرانجام حرفش این است که :آنچه که بیشتراز دستمزد مراخوشحال می کند استقبال مردم ازفیلمهای من است .نه چندهزارتومان کم یا بیشتر .
توجه :این نکته قابل ذکراست که ان زمان با هشتادهزارتومان ژول می شدیک خانه ویلایی درشمال شهرتهران خرید .بنابراین محاسبه کنیدمیزان دستمزدخانم شورانگیزطباطبایی رابراساس قیمت های امروز
اطلاعات بانوان / بهمن ماه 1354 /شماره 967
خاطره ات را از اولین بوسه بگو(قسمت هفتم )
هاله
قراربود که اوباقطار ساعت یازده ونیم بیاید .اما نمی دانم چه شده بود که قطارها تاخیرداشت .من ساعت ها درایستگاه قطار به انتظار او ایستاده بودم ،اما وقتی قطار آمد اوراندیدم .فکر کردم او هرگز به تبریز نخواهد آمد .بانگرانی وناراحتی به خانه رفتم .وقتی وارد شدم خواهرم بمن گفت که او امده ودراتاق بالاست .وارداتاق میهمانخانه که شدم ،دیدم او کناربخاری ایستاده خودش را گرم می کند ومادرم نیز با او حرف می زد .بی انکه بفهمم باعجله جلورفته و بدون شرم از مادرم اورابغل کردم وبوسیدم .درآن لحظات قلبم می لرزید وتمام تنم داغ بود وبعد فهمیدم که من جلوی مادرم یک پسر را که نامزدم بود وحالا شوهرم است ،بوسیده ام واین لحظه را هرگز فراموش نمی کنم
اطلاعات هفتگی /بهمن ماه 1351 /شماره 1622
پاسخ به دوستان :درپاسخ دوستانی که از من پرسیده اند چرا دیرآپ می کنم بایدبگویم به این دلیل که تعداد بیشتری درنظرخواهی ها شرکت کنند ولی اگر شما بخواهید از این به بعد بافاصله کمتری اپدیت می کنم .
درپاسخ به مملی بگویم ازمیان فیلمهای شهنازتهرانی فیلم علی کنکوری وازمیان فیلمهای نوری کسرایی فیلم آب نبات چوبی را دوست دارم .
ضمنا شایداین اخرین قسمت این سلسله نوشته ها باشدچون بقیه افرادی که از انها نظرخواهی شده هنرمندان چنان اشنایی برای نسل امروزنیستند .
درپاسخ بی تا هم بایدبگویم این نظرخواهی تنها ازخانمها صورت گرفته شده است .
خاطره ات را از اولین بوسه بگو (قسمت ششم )
نوری کسرائی
سالهاپیش ما در خانه ای زندگی می کردیم که اطاق من درست رو به روی اتاق پسر همسایه واقع شده بود . یکشب تابستان قرارشده بود که من رختخواب ها را روی پشت بام پهن کنم ومن در آن حال که زیر لب آوازی را زمزمه می کردم که دیدم پسر همسایه آمد بالای پشت بام ودستهایش را به کمرش گذاشت ومرانگاه کرد .
من سعی کردم به او نگاه نکنم ودراین حال او ارام ارام جلو آمد واز من پرسید چه می کنی ؟ سرم را بلندکردم به او جواب بدهم که او از فرصت استفاده کرد ومرا بوسید و پا بفرار گذاشت .
من از جا جستم وجیغ زدم .دراین حال متوجه شدم که او از نردبان پایین می رود واز صدای جیغ من دستپاچه شده بود .دیگر نتوانست خودش را کنترل کند واز نردبان به زیرافتاد .تا سه ماه هروقت اورا می دیدم یاد آن لحظه می افتادم .زیرا دست اورا گچ گرفته بودند .
اطلاعات هفتگی /شماره 1622 / بهمن 1351
توضیح :برخی دوستان عزیز از اینکه نمی توانند عکس ها را سیو نمایند ازمن گلایه نمودند .گلایه آنها برحق است ولی باید این حق را بمن بدهند تا زمانی که سرقت عکس ومطلب دراینترنت بدون ذکر ماخذ توسط وبلاگ ها ادامه دارد من هم مانع از این کپی برداری بشوم چون برای تهیه این مجلات بهای گزافی پرداختم ودشواری های بسیاری کشیدم . پس لطفا تا اطلاع ثانوی ازمن درخواست لغو ممنوعیت کلیک راست را ننمائید . امیدوارم کاملیای عزیز جواب خود را دریافت کرده باشند .
واما مرجان نازنین عزیز هم بزودی جواب ایمیل شان را دریافت خواهند کرد
خاطره ات را از اولین بوسه بگو (قسمت پنجم )
شهنازتهرانی
درحدود پنج سال پیش بود که این حادثه درزندگی من اتفاق افتاد .من و او تا آن روز فقط دوستی و آشنایی ساده ای داشتیم وهیچ رابطه ای میان مانبود . آن روز دونفری توی اطاق ایستاده بودیم وباهم حرف می زدیم .صحبت های مادرباره همه چیزبود جزعشق . اما نمیدانم چه شد که او یکباره جلو آمد و مرا درآغوش کشید و بوسید .ناگهان حس کردم که تمام بدنم شروع کرد به لرزیدن وآنوقت تمام تنم داغ شد ودرچنین حالتی بودم که او بمن گفت مرا دوست دارد وپس از اولین بوسه بود که مسیرزندگی من عوض شد
اطلاعات هفتگی / بهمن ماه 1351/ شماره 1622